با رقصِ بارون پیچ و تاب رود
سرزنده میشه جنگل افرا
با اینکه راه سخت در پیشه
رویای رفتن داره تا دریا
مثل رگن تو ریشه های خاک
رودخونه های جاری و پر آب
اینجا حریم ِ رود یعنی عشق
سرسبزی و زیبایی کمیاب
انگار فصلی نو رقم خورده
وقتی هراز از قله جاری شه
رود ِ تجن می تازه مث ِ اسب
مازندران زیباتر از پیشه
بخش مازندرانی
کیله هاکرده آ روش بکشیه
سنگ و چل و چو ر دوش بکشیه
سختی راه وِ ر زلال ها کرده
کوه بیته ونسته لوش دکشیه
لوش شه پئی هدا برسه دریا
جیلا هایته جنگل و دشت و صحرا
بلبل بخونسته سبزه بمو لو
روخنه ی بچا او بییه پیدا
تیل نکنیم ونه هوار ر داریم
و نه سامون وِنه هدار ر داریم
تجن و هراز و تلار امشه
بی قرارِ دل قرار رِ داریم
ترجمه بخش مازندرانی :
جوی کوچکی برای خودش ایجاد کرد و راه افتاد
از سنگ و چوب رد شد و از انها عبور کرد
به خاطر رد شدن از ناملایمات و سنگهها و خاک سر راهش زلال و پا ک شد
کوه هم در مسیرش با صخره ها
برایش مانع ایجاد کرده بود
موانع رو برداشت تابه دریا برسه
باعث روشنایی و شفافیت جنگل و دشت و صحرا شد
بلبل از این زیبایی خوند و سبزه رشد کرد
و آب خنک رودخانه پدیدار شد و دیده شد
رودخانه را گل نکنیم
مراقب حریمش باشیم
تجن و هراز و تلار متعلق به ما هستند
اگر دلی بی قرار شد باعث ارامش و قرا ر باشیم